Header خط تيره پنجره ای گشوده
خانه
آرشيو
پست الکترونيک
لوگو وبلاگ

 



دوستان

پندار نيك
راه بي برگشت
اندیشه پویا
سرايت
ميرزا پيكوفسكي
راز
همسفر تنهايي
رودخانه برفي
سفرنامه
مخلوق
علاءالدین


نشانه،انديشه،اسطوره
فلُ سَفَه
دكتر فرزان سجودي
دکتر حمید سوری
جستار (داريوش آشوري)
نشانه
كارل يونگ
درباره نشانه
اهورا اشون
ادبيات.فلسفه.هنر
درخت سرگردان


اتصالات
ماهنامه اينترنتي هزارتو
فرهنگستان هنر
خانه هنرمندان ايران
مجله تنديس
مجله حرفه هنرمند
پايگاه خبري هنر ايران
مجله رنگ
كارگاه
موزه هنرهای مدرن
موزه هنرسیاتل
موزه هنر سانفرانسیسکو
موزه هنر متروپولیتن
موزه هنر لوور
موزه هنر اودنسه
ایران کنسرت


نگارخانه های تهران


هنر
همشهري كاوه
اخبار هنري
پژوهشي در هنر
هنر معاصر
اتاق رنگ


داود منطق


ادبيات
خمیازه
كودكانه
ماهزاده اميري
سپينود
اهورا
محمد رضا زماني


همرهاني كه نمي‌نگارند
هئومه
ميگرن
شاهرخ
ديونيسوس
پيام آوران سگال



Button

template redesigned by a friend

٧ مهر ۱۳۸٩

 

بعضی آدمها خواب می بینند و تمام روزشون سرشون تو خوابشون گرمه، که ای بابا این دیگه چی بود و تمام روزشون گاه سخت دلشون می گیره و گاه سخت می رن توفکر.

بعضی ادمها با خودشون و افکارشون درگیرند و سخت به تصمیماتی که نگرفتند و می خوان بگیرند و می خوان برسند تا بگیرند فکر می کنند.

بعضی ادمها از صبح که بلند می شن یه ضرب صدای ضبط خونه و ماشین تا ته زیاد می کنند و اپس اپس کنان برای اینکه فکر نکنند، می رن تو دل زندگی.

بعضی ادمها اونقدر غم دارند که تو فکر یکی دو تا کردن زندگیشون و مریضی ها و خرج و دخل و هزارون چیز دیگه سرشون از شونه هاشون بالا که نمی یاد.

داشتم خونه رو مرتب می کردم یه تندیس رو کتابخونه بود برداشتم دیدم تصویر استاد هانیبال الخاص و غم تو دلم نشست الخاص هم رفت مثل نفرین این دو سال که خیلی ها رفتند.

بعضی ادمها هم صبح که بلند می شن یاد کسایی می افتند که تا دیروز بودند و حالا نیستند.

اون طرف مرز وافعیت این دنیا نمی دونم چیه.کاش اون شکلی که از بچگی برامون تعریف کردن نباشه. یه طوری باشه که وقتی می رسی اونجا حسابی سورپرایز بشی و به ریش جماعتی که الان دارن خونمون و تو شیشه می کنند حسابی بخندی!اونقدر بخندی که بعدش گریه ای نباشه اونقدر بخندی که بعدش به فکر هیچ ادم گرفتاری از چشمات اشک نیاد اونقدر بخندی که خدا هم از خنده تو خندش بگیره و بگه:

 

از رنج کشید ادمی حر گردد/ فطره چو کشد حبس صدف در گردد

سورا

پيام هاي ديگران ()



 


٦ شهریور ۱۳۸٩

 

 

 

چه کسی می گوید که گرانی اینجاست؟

دوره ی ارزانی ست، چه شرافت ارزان!

تن عریان ارزان!

و دروغ از همه چیز ارزان تر!

آبرو قیمت یک تکه نان و چه تخفیف بزرگی خورده ست، قیمت هر انسان

 

(این و تو یه وبلاگ دیدم که متاسفانه یادم نمی یاد به چه نامی بود.)

سورا

پيام هاي ديگران ()



 


درباره من

آمال هاي پي سوده ام را مي آورم درگاهت را آكنده خواهم كرد و مي جهم از هر دالان هبوط مانند تا كجا مي خواهد كشيده ام كند نمي دانم.و بيرون مي آيد و مي آيد" اُم"تا جهانم زير و رو گردد .